شعر و ادبیات فارسی
شعر و ادبیات فارسی

شعر و ادبیات فارسی

یلدا شب بلند غزلهای مشرقی ست -نغمه مستشارنظامی


یلدا شب بلند غزلهای مشرقی ست

میلاد هر ترانـــه زیبـای مشرقی ست

آهسته می رسند به مقصد ستاره ها

مهتـــاب گاهواره رویای مشرقی ست

سرما حـــریف قصــــه  مــــادربــــزرگ نیست

دستش لحاف کرسی گرمای مشرقی ست

(از هرچه بگذری سخن دوست خوشتر است)

حافظ دوای روح و مسیــحای مشرقـــی ست

سیب و انار و پسته،شیرین و ترش و شور

طعم اصیل یک شب یلدای مشرقی ست

حالا کــــه دوستان همـــــه جمعند دف بیار

چشم انتظار صد دل شیدای مشرقی ست

یلدا شب یکـــی شدن آفتاب و ماه

میلاد هر ترانه زیبای مشرقی ست



نغمه مستشارنظامی - حرف ها حرف های بی مایه...حرف ها حرف های بی پایان


حرف ها حرف های بی مایه...حرف ها حرف های بی پایان

آه از چشمهای بی احساس,وای بر آسمان بی باران

 

کاش وقتی که پیش هم بودیم,کلماتی قشنگ می گفتیم

تا نماند به روی دلهامان,زخمهایی عمیق و بی پایان

 

کلمه می شود غزل بشود,می تواند به آسمان برسد

کلمه می شود کلید شود یا که قفلی نشسته بر دل و جان

 

کلمه مادر است و می زاید کودکانی شبیه خود در دل

کلمه کودک است و می خواهد ,مادری مهربان به نام زبان

 

کلمه می تواند از یک جنگ ,گنج صلح و صفا به بار دهد

کلمه می شود که در یک دل ,خانه عشق را کند ویران

 

در جهانی که می شود هر روز با سلام خدا بهاری شد

کاش فکر کلام خود بودیم,حرفمان بود سبزه و باران

 

پشت سر غیبت و حسادت و بعد.پیش رو خنده و دروغ و ریا

پس کجا مانده گوهر خوبی؟ پس کجا رفته جوهر انسان؟!

 

(کفشهایم کجاست ) می خواهم ,خانه ام را به دوش بگذارم

بروم جای بهتری که در آن, کلمه عشق باشد و ایمان



نغمه مستشارنظامی - منجی




منجی از راه می رسد باید ،این بشارت به آسمان برسد

باید از کوچه های سبز حجاز ،به تمام جهانیان برسد

اینک از کوچه های سبز حجاز، آخرین وعده می رسد از راه
می رسد تا پیام جاویدش ،به تو در آخرالزمان برسد

پس از این دختران نمی میرند، به گناه نکرده این مژده
زودتر از تمام خلق جهان ،به دل تنگ مادران برسد!

برده با صاحبش برابر شد؛ هرکه پرهیزکارتر برتر
ای بلال سیاه پوست بخوان؛ تا به گوش همه اذان برسد

مردی از کوه می رسد...کوهیست. شیر مردی درخت انبوهیست!
در مناجات از خدایش خواست ،تا به خلق جهان امان برسد

او رسول تمام اعصار است ،که رسولی پس از ظهورش نیست
گوش کن تا طنین معجزه اش، از زبان تا به عمق جان برسد

منجی از راه می رسد دنیا ،غرق عطر گل محمدی است
صلواتی بلند تر بفرست ! تا صدایت به آسمان برسد!




شاطر عباس صبوحی / توتیای دیدهٔ عشّاق خاک پای تست



توتیای دیدهٔ عشّاق خاک پای تست

عارفان را نقل مجلس نقل شکر خای تست

 

ما بتو محتاج و متضر، تو از ما بی‌نیاز

مشکل ما احتیاج ما و استغنای تست

 

هر چه زان بالاتر استاد ازل خلقت نکرد

برتر و بالاتر از آن قامت و بالای تست

 

سر ز پا نشناختن در راه عشقت عیب نیست

قدر و قیمت آن سری دارد که خاک پای تست

 

هر کجا با خاطر دیگر توان مشغول کرد

یا توام در خاطری یا در سرم سودای تست

 

آن همه نقش بدیع روم و یونان قدیم

یک گل از باغ تو و یک قطره از دریای تست

 

دست من بر دامن تو، چشم من بر راه تو

خون من برد بر گردن تو، گوش من بر رای تست

 

هم دل و هم جان ما، هر یک صبوحی زان تو

بر سر و بر چشم ما، هر جا نشینی جای تست

 

شاهکاری هست هر صنعتگری را در جهان

شاهکار آفرینش، خلقت زیبای تست

 

مظهر حسنی به این غایت که این مفهوم عام

گفت نتوان معنی حسن است یا معنای تست

 

هم لطافت، هم صباحت، هم ملاحت، هم جمال

جملهٔ این چار در هر عضوی از اعضای تست

 

هم ید بیضای موسی، هم دم گرم مسیح

از لب لعل نگارین و رُخ زیبای تست



شاطر عباس صبوحی / توتیای دیدهٔ عشّاق خاک پای تست



توتیای دیدهٔ عشّاق خاک پای تست

عارفان را نقل مجلس نقل شکر خای تست

 

ما بتو محتاج و متضر، تو از ما بی‌نیاز

مشکل ما احتیاج ما و استغنای تست

 

هر چه زان بالاتر استاد ازل خلقت نکرد

برتر و بالاتر از آن قامت و بالای تست

 

سر ز پا نشناختن در راه عشقت عیب نیست

قدر و قیمت آن سری دارد که خاک پای تست

 

هر کجا با خاطر دیگر توان مشغول کرد

یا توام در خاطری یا در سرم سودای تست

 

آن همه نقش بدیع روم و یونان قدیم

یک گل از باغ تو و یک قطره از دریای تست

 

دست من بر دامن تو، چشم من بر راه تو

خون من برد بر گردن تو، گوش من بر رای تست

 

هم دل و هم جان ما، هر یک صبوحی زان تو

بر سر و بر چشم ما، هر جا نشینی جای تست

 

شاهکاری هست هر صنعتگری را در جهان

شاهکار آفرینش، خلقت زیبای تست

 

مظهر حسنی به این غایت که این مفهوم عام

گفت نتوان معنی حسن است یا معنای تست

 

هم لطافت، هم صباحت، هم ملاحت، هم جمال

جملهٔ این چار در هر عضوی از اعضای تست

 

هم ید بیضای موسی، هم دم گرم مسیح

از لب لعل نگارین و رُخ زیبای تست