با عشق طلسم گرگ را میشکنیم
شب-این قفس سترگ-را میشکنیم
از فردوسی تا فردوسی پور چند گل عقبیم ؟
گلسرخی شاعر بود
آنقدر کف زدیم تا اعدام شد
گل آقا طنز می نوشت
آنقدر سوت زدیم تا دق کرد
تماشاگران عزیز ! نه کف بزنید نه سوت
اگر کارتون دوست دارید
لطفا کانال خود را عوض کنید
من یکی شنا بلد نیستم
هر چند طرفدار تیم ملوانم !
شب عید مرغ داشتیم
ران به عرفان رسید
سینه به ایثار
دل و جگر به ملیحه
گردن و دنده و بال و ستون فقرات
به من
آنجا بود که فهمیدم
چرا پدر ها ،
اخلاق سگ دارند !
نشسته بودیم
مادر، نصیحتم می کرد:
- عجله نکن، چشم!!
همین حین، دو گنجشک لات بی چشم و رو آمدند
و درست جلوی چشم ما...
مادر سرخ سرخ شد
در دل گفتم:
خوش به حال گنجشک ها
که مشکل سربازی ندارند!
پدر که رفت
حیاط خانه ورم کرد
درخت توت پرید
حوض، عکس یادگاری شد
و ما، یک پراید خریدیم
و مجبور شدیم
ششمین عضو خانواده خود را
به خانه سالمندان ببریم!