این ترانه زیبا توسط اکثر خوانندگان سنتی ایرای اجرا شده، اجرای بانو حمیرا و مهستی پرطرفدار تر است
بذار بگن دیوونتم آره دیوونتم من
نشکن منو به سنگ غم چراغ خونه تم من
بذار بگن دیوونتم آره دیوونتم من
نشکن منو به سنگ غم چراغ خونه تم من
رشته ی امید و گسستن از تو
عاشقی و مهر و محبت از من
قهر و جدایی با دل من از تو
این همه طاقت از من
این همه طاقت از من
بذار بگن دیوونتم آره دیوونتم من
نشکن منو به سنگ غم چراغ خونه تم من
قسم به اون کسی که می پرستی
با مهربونی دست و پامو بستی
روی زمین خدای من تو هستی
کاشکی میشد وقتی که قهری با من
خنده بشم روی لبات بشینم
رو برمگردون که گل امیدو
تو چشم تو ببینم
تو چشم تو ببینم
بذار بگن دیوونتم آره دیوونتم من
نشکن منو به سنگ غم چراغ خونه تم من
قسم به اون کسی که می پرستی
با مهربونی دست و پامو بستی
روی زمین خدای من تو هستی
کاشکی میشد وقتی که قهری با من
خنده بشم روی لبات بشینم
رو برمگردون که گل امیدو
تو چشم تو ببینم
تو چشم تو ببینم
بذار بگن دیوونتم آره دیوونتم من
نشکن منو به سنگ غم چراغ خونه تم من
بذار بگن دیوونتم آره دیوونتم من
نشکن منو به سنگ غم چراغ خونه تم من
غم عشقت بیابان پرورم کرد
فراقت مرغ بیبال و پرم کرد
بمو واجی صبوری کن صبوری
صبوری طرفه خاکی بر سرم کرد
......
خرم کوه و خرم صحرا خرم دشت
خرم آنانکه این آلالیان کشت
بسی هند و بسی شند و بسی یند
همان کوه و همان صحرا همان دشت
.......
سه درد آمو بجانم هر سه یکبار
غریبی و اسیری و غم یار
غریبی و اسیری چاره دیره
غم یار و غم یار و غم یار
قصه شنیدم که بوالعلا به همه عمر
لحم نخورد و ذوات لحم نیازرد
در مرض موت با اجازه دستور
خادم او جوجه ها به محضر او برد
خواجه چو آن طیر کشته دید برابر
اشک تحسّر ز هر دو دیده بیفشرد
گفت چرا ماکیان شدی نشدی شیر
تا نتواند کَسَت به خون کشد و خورد
مرگ برای ضعیف امر طبیعی است
هر قوی اول ضعیف گشت و سپس مرد
ایرج میرزا 
ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم
این یکدم عمر را غنیمت شمریم
باهفت هزارسالگان سر بسریم
این کهنه رباط را که عالم نام است
و آرامگه ابلق صبح و شام است