-
حافظ/ ای نسیم سحر
جمعه 17 مرداد 1399 20:37
ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست شب تار است و ره وادی ایمن در پیش آتش طور کجا موعد دیدار کجاست هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد در خرابات بگویید که هشیار کجاست آن کس است اهل بشارت که اشارت داند نکتهها هست بسی محرم اسرار کجاست هر سر موی مرا با تو هزاران کار است ما کجاییم و ملامت گر بیکار...
-
حافظ
جمعه 17 مرداد 1399 20:35
بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش وین سوخته را محرم اسرار نهان باش زان باده که در میکده عشق فروشند ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش در خرقه چو آتش زدی ای عارف سالک جهدی کن و سرحلقه رندان جهان باش دلدار که گفتا به توام دل نگران است گو میرسم اینک به سلامت نگران باش خون شد دلم از حسرت آن لعل روان بخش ای درج محبت به...
-
حافظ/ شاهدان گر دلبری زین سان کنند
جمعه 17 مرداد 1399 20:30
شاهدان گر دلبری زین سان کنند زاهدان را رخنه در ایمان کنند هر کجا آن شاخ نرگس بشکفد گلرخانش دیده نرگسدان کنند ای جوان سروقد گویی ببر پیش از آن کز قامتت چوگان کنند عاشقان را بر سر خود حکم نیست هر چه فرمان تو باشد آن کنند پیش چشمم کمتر است از قطرهای این حکایتها که از طوفان کنند یار ما چون گیرد آغاز سماع قدسیان بر عرش...
-
حسین منزوی/ غزل / چنان گرفتــــــــــــــــه ترا بازوان پیچکی ام
پنجشنبه 16 مرداد 1399 17:39
چنان گرفتــــــــــــــــه ترا بازوان پیچکی ام که گویی از تو جدا نه که با تو من یکی ام نه آشنایی ام امـــــروزی است با تو همین کـــه می شناسمت از خوابهای کودکی ام عروسوار خیـــــــــــــــــال منی که آمده ای دوباره باز به مهمانی عروســـــــــــــکی ام همین نه بانوی شــــعر منی که مدحت تو به گوش می رسد از بانگ چنگ...
-
حسین منزوی/ نازنینم رنجش از دیوانگی هایم خطاست
پنجشنبه 16 مرداد 1399 17:38
نازنینم رنجش از دیوانگی هایم خطاست عشق را همواره با دیوانگی پیوند هاست شاید اینها امتحان ماست با دستور عشق ورنه هرگز رنجش معشوق را عاشق نخواست چند می گویی که از من شکوه ها داری به دل ؟ لب که بگشایم مرا هم با تو چندان ماجراست عشق را ای یار با معیار بی دردی مسنج علت عاشق طبیب من ، ز علت ها جداست با غبار راه معشوق است...
-
غزل "آتش عشق" اثر "حمید مصدق"
پنجشنبه 16 مرداد 1399 17:33
مرا با سوز جان بگذار و بگذر اسیر و ناتوان بگذار و بگذر چو شمعی سوختم از آتش عشق مرا آتش به جان بگذار و بگذر دلی چون لاله بی داغ غمت نیست بر این دل هم نشان بگذار و بگذر مرا با یک جهان اندوه جانسوز تو ای نامهربان بگذار و بگذر دو چشمی را که مفتون رخت بود کنون گوهرفشان بگذار و بگذر در افتادم به گرداب غم عشق مرا در این...
-
قیصر امین پور ، فرق آفتاب
پنجشنبه 16 مرداد 1399 17:26
این جزر و مدِ چیست که تا ماه می رود؟ دریای درد کیست که در چاه می رود؟ این سان که چرخ می گذرد بر مدار شوم بیم خسوف و تیرگی ماه می رود گویی که چرخ بوی خطر را شنیده است یک لحظه مکث کرده، به اکراه می رود آبستن عزای عظیمی است، کاین چنین آسیمه سر، نسیم سحرگاه می رود امشب فرو فتاده مگر ماه از آسمان یا آفتاب روی زمین راه می...
-
شعر "قهوهای سوخته" اثر "رضا امیریفر"
چهارشنبه 15 مرداد 1399 21:52
قهوهای سوخته صبحِ به این زودی جان می دهد برای زل زدن به چشمان میشی ات گرگی که در چشمانم نبود گیج می شود که طعم تلخ دهانش و تلو تلو خوردنش از قهوه ای سوخته بود یا ... مرخصی می گیرم
-
شعر "من" اثر "گروس عبدالملکیان"
چهارشنبه 15 مرداد 1399 21:49
من می خواهم تو را بکشم اما چاقو را در سینهی خود فرو می کنم تو کشته خواهی شد یا من؟
-
شعر "خواب" اثر "گروس عبدالملکیان"
چهارشنبه 15 مرداد 1399 21:47
خواب حالا که رفته ای، بیا بیا برویم بعد مرگت قدمی بزنیم ماه را بیاوریم و پاهامان را تا ماهیان رودخانه دراز کنیم بعد موهایت را از روی لب هایت بزنم کنار بعد موهایت را از روی لب هایت بزنم کنار بعد موهایت را از روی لب هایت … لعنتی دستم از خواب بیرون مانده است.
-
غزلی بسیار زیبا از علیرضا بدیع
چهارشنبه 15 مرداد 1399 21:44
تور بر سینه سراب نشست، لرزه بر آبشار نور افتاد پیر مردی سوار بر قایق؛ باز دریا دلش به شور افتاد آمد و تور نخنمایش را باز همخوابه کرد با امواج ماهیِ پوله پوشِ چشم آبی، دست یک عده بی شعور افتاد ماهی سرخ و کوچک دریا رفت و دیگر کسی ندید او را روزی از روزهای بارانی، توی تنگابهی بلور افتاد او که هر روز با رفیقانش، بال در...
-
شعر"تخته نرد" اثر "جمشید عزیزی"
چهارشنبه 15 مرداد 1399 21:39
تخته نرد زندگی جفت شش هم که باشد سودی نخواهد داشت وقتی تمام خانهها بسته باشند از مجموعه "صورتیتر از ..." صفحه 43
-
شعر "جمعه" اثر "جمشید عزیزی"
چهارشنبه 15 مرداد 1399 21:35
جمعه کنار پنجره پاییز باد میخواند درخت میرقصد درست وقتی که من و آسمان دلتنگیم از مجموعه "صورتیتر از..." صفحه 10
-
شعر "جام جهانی" اثر "جمشید عزیزی"
چهارشنبه 15 مرداد 1399 21:31
جام جهانی افتخار پیروزی را به تو میدهم داوران هر چه میگویند، بگویند (تو ) برترین گل سالی! کتاب "صورتیتر از..." صفحه 9
-
غزل"یک شاعر روانی" اثر "مهدی فرجی"
چهارشنبه 15 مرداد 1399 21:24
حتّی درست تا لب ریل قطار رفت ترسید شاعرانه نمیرد، کنار رفت برگشت پشت پنجرهی خانهاش نشست یک دور مثل باد دقیقه شمار رفت ـ من اینهمه مداد و ورق نفله کردهام در بیست و چند سال که بر یک مدار رفت تقویم را ورق زد دنبال بچگیش حتی سراغ آلبومش چند بار رفت لحظه به لحظه عقربهها تندتر شدند ساعت چهار آمد، ساعت چهار رفت...
-
غزل"قهوهخانه" اثر "مهدی فرجی"
چهارشنبه 15 مرداد 1399 21:20
قهوهخانه این مست های بی سر و پا را جواب کن امشب شب من است، مرا انتخاب کن مهمان من تمامی اینها و... پای من قلیان و چای مشتریان را حساب کن تمثال شاعرانه ی درویش را بکن عکس مرا به سینه ی دیوار قاب کن هی! قهوه چی! ستاره به قلیان من بریز جای ذغال، روشنش از آفتاب کن انگورهای تازه ی عشقی که داشتم در خمره های کهنه بخوابان،...
-
غزل "باید کمک کنی ، کمرم را شکسته اند" اثر " مهدی فرجی"
چهارشنبه 15 مرداد 1399 21:16
باید کمک کنی ، کمرم را شکسته اند بالم نمی دهند ، پرم را شکسته اند نه راه پیش مانده برایم نه راه پس پل های امن ِ پشت سرم را شکسته اند هم ریشه های پیر مرا خشک کرده اند هم شاخه های تازه ترم را شکسته اند حتی مرا نشان خودم هم نمی دهند آیینه های دور و برم را شکسته اند گل های قاصدک خبرم را نمی برند پای همیشه ی سفرم را شکسته...
-
غزل "بیوفایی" اثر " فاضل نظری"
چهارشنبه 15 مرداد 1399 21:13
بیوفایی مرگ در قاموس ما از بیوفایی بهتر است در قفس با دوست مردن از رهایی بهتر است قصهی فرهاد دنیا را گرفت ای پادشاه دل بهدست آوردن از کشورگشایی بهتر است تشنگان مهر محتاج ترحم نیستند کوشش بیهوده در عشق از گدایی بهتر است باشد ای عقل معاشاندیش، با معنای عشق آشنایم کن ولی ناآشنایی بهتر است فهم این رندی برای اهل معنا...
-
غزل "اغراق" اثر "فاضل نظری
چهارشنبه 15 مرداد 1399 21:08
اغراق این رقص موج زلف خروشندهء تو نیست این سیب سرخ ساختگی، خندهء تو نیست ای حُسنت از تکلّف آرایه بی نیاز اغراق صنعتی است که زیبندهء تو نیست در فکر دلبری ز من بینوا مباش صیدی چنین حقیر، برازندهء تو نیست شبهای مه گرفته مرداب بخت من ای ماه! جای رقص درخشندهء تو نیست گمراهی مرا به حساب تو می نهند این کسر شأن چشم...
-
شعر "مرگ" نوشته "فاضل نظری"
چهارشنبه 15 مرداد 1399 20:54
مرگ با یقین آمده بودیم و مردد رفتیم به خیابان شلوغی که نباید رفتیم می شنیدیم صدای قدمش را اما پیش از آن لحظه که در را بگشاید رفتیم زندگی سرخی سیبی است که افتاده به خاک به نظر خوب رسیدیم ولی بد رفتیم آخرین منزل ما کوچهی سرگردانی است دربهدر در پی گم کردن مقصد رفتیم مرگ یک عمر به در کوفت که باید برویم دیگر اصرار مکن...
-
احمد شاملو/ ما در ظلمتایم
سهشنبه 14 مرداد 1399 16:55
ما در ظلمتایم بدان خاطر که کسی به عشق ما نسوخت ما تنهاییم چرا که هرگز کسی ما را به جانب خود نخواند عشقهای معصوم ، بیکار و بی انگیزهاند و دوست داشتن از سفرهای دراز تهیدست باز میگردد دیگر امید درودی نیست امید نوازشی نیست
-
هوشنگ ابتهاج/ بگردید ، بگردید ، درین خانه بگردید
پنجشنبه 9 مرداد 1399 16:23
منبع عکس: شعر معاصر بگردید ، بگردید ، درین خانه بگردید دیرن خانه غریبند ، غریبانه بگردید یکی مرغ چمن بود که جفت دل من بود جهان لانه ی او نیتس پی لانه بگردید یکی ساقی مست است پس پرده نشسته ست قدح پیش فرستاد که مستانه بگردید یکی لذت مستی ست ، نهان زیر لب کیست ؟ ازین دست بدان دست چو پیمانه بگردید یکی مرغ غریب است که باغ...
-
پروین اعتصامی شعر " پدر"
چهارشنبه 8 مرداد 1399 16:07
پدر آن تیشه که برخاک تو زد دست اجل تیشه ای بـود که شـد باعـث ویرانـی مـن یوسـفـت نـام نهادند و بـه گـرگت دادنــد مرگ گرگ توشد، ای یوسف کنعانی مـن مـه گردون ادب بـودی و در خـاک شــدی خـاک زندان توگشـت، ای مه زنـدانی مـن از نـدانسـتن مـن، دزد قـضـا آگـه بــود چـو تـو را برد، بخـنـدیـد به نادانـی مـن آنـکه در زیر زمین،...
-
عبدالجبار کاکایی / تشنه
چهارشنبه 8 مرداد 1399 13:28
من تشنه ام ولی ، در کوزه آب نیست حال خراب هست، جان خراب نیست چون سایه روز و شب ، در آب و آتشم آرامش جهان ، بی اضطراب نیست جا ماندهی شما، واماندهی دل است پاداش زندگیش غیر از عذاب نیست پرسیدی و دریغ،حرفی نداشتم باید سکوت کرد ، وقتی جواب نیست تُنگم شکسته است بر ساحل شما تاب ِ عذاب من بیرون ازآب نیست
-
بیدل دهلوی/ از چمن تا انجمن جوش بهار رحمت است
چهارشنبه 8 مرداد 1399 09:56
از چمن تا انجمن جوش بهار رحمت است دیده هرجا باز می گردد دچار رحمت است خواه ظلمتکن تصور خواه نور آگاه باش هرچه اندیشی نهان و آشکار رحمت است ذرهها در آتش وهم عقوبت پر زنند باد عفوم اینقدر تفسیر عار رحمت است دربساط آفرینش جزهجوم فضل نیست چشم نابینا سپید از انتظار رحمت است ننگ خشکی خندد ازکشت امیدکس چرا شرم آن روی...
-
چند تک بیت از "صائب تبریزی"
سهشنبه 7 مرداد 1399 16:12
معیار دوستان دغل، روز حاجت است قرضی به رسم تجربه از دوستان طلب *** حضور خاطر اگر در نماز معتبرست امید ما به نماز نکرده بیشترست *** از حادثه لرزند به خود قصر نشینان ما خانه بدوشان غم سیلاب نداریم *** ای گل شوخ که مغرور بهاران شدهای خبرت نیست که در پی چه خزانی داری *** ز نامردان، علاج درد خود جستن بدان ماند که خار از...
-
مریم حیدرزاده - سلام ای بی وفا ، ای بی ترحم
سهشنبه 7 مرداد 1399 13:21
سلام ای بی وفا ، ای بی ترحم سلام ای خنجر حرفای مردم سلام ای آشنا با رنگ خونم سلام ای دشمن زیبای جونم بازم نامه می دم با سطر قرمز آخه این بار شده من با تو هرگز نمی خوام حالتو حتی بدونم تعجب می کنی آره همونم همونی که زمونی قلبشو باخت همون که از تو یک بت ، یک خدا ساخت همونی که برات هر لحظه می مرد که ذکر نامتو بی جون...
-
عطار نیشابوری/ برقع از ماه برانداز امشب
یکشنبه 5 مرداد 1399 17:06
برقع از ماه برانداز امشب ابرش حسن برون تاز امشب دیده بر راه نهادم همه روز تا درآیی تو به اعزاز امشب من و تو هر دو تمامیم بهم هیچکس را مده آواز امشب کارم انجام نگیرد که چو دوش سرکشی میکنی آغاز امشب گرچه کار تو همه پردهدری است پرده زین کار مکن باز امشب تو چو شمعی و جهان از تو چو روز من چو پروانهٔ جانباز امشب همچو...
-
هوشنگ ابتهاج/ دیری ست که از روی دل آرای تو دوریم
یکشنبه 5 مرداد 1399 16:19
منبع عکس:شعر معاصر دیری ست که از روی دل آرای تو دوریم محتاج بیان نیست که مشتاق حضوریم تاریک و تهی پشت و پس اینه ماندیم هر چند که همسایه ی آن چشمه ی نوریم خورشید کجا تابد از این دامگه مرگ باطل به امید سحری زین شب گوریم زین قصه ی پر غصه عجب نیست شکستن هر چند که با حوصله ی سنگ صبوریم گنجی ست غم عشق که در زیر سرماست زاری...
-
محمدحسین بهرامیان/ کلاغ پر
چهارشنبه 1 مرداد 1399 14:11
قناری ، سار، بلبل ؛ پر، پرستو پر، کبوتر پر خزانسوزست باغ دل هرآن گل نازنین تر پر من وحسرت نشینی ها من واین سخت جانی ها تــو از دلبستگی هـا پـر تـو تـا یک آسمان پـر / پـر تمام زندگی تکرار یک کوچ است یک پرواز تمـام زندگی تکرار یک گل یک گل پــرپــر تو وچون گل شکفتن ها تو وتا اوج رفتن ها من و خارِ جنون در دل من و...