-
رسول یونان/ اگر مرا دوست نداشته باشی
پنجشنبه 26 تیر 1399 18:28
اگر مرا دوست نداشته باشی دراز میکشم و میمیرم مرگ نه سفری بیبازگشت است و نه ناگهان محو شدن مرگ دوست نداشتن توست درست آن موقع که باید دوست بداری
-
مولانا/ خواهم گرفتن اکنون آن مایه صور را
یکشنبه 22 تیر 1399 20:53
خواهم گرفتن اکنون آن مایه صور را دامی نهادهام خوش آن قبله نظر را دیوار گوش دارد آهستهتر سخن گو ای عقل بام بررو ای دل بگیر در را اعدا که در کمینند در غصه همینند چون بشنوند چیزی گویند همدگر را گر ذرهها نهانند خصمان و دشمنانند در قعر چه سخن گو خلوت گزین سحر را ای جان چه جای دشمن روزی خیال دشمن در خانه دلم شد از بهر...
-
قزوه/ سلام بررمضان!
دوشنبه 16 تیر 1399 21:15
به سلام رمضان بر شده ام باز به بامی ماه نو ! ماه نو! از مات درودی و سلامی ماه نو! ماه نو! امسال به پیمانه چه داری؟ پیش از این از رمضانم نه می یی مانده نه جامی ماه نو! ماه نو! امشب چه شب واقعه جوشی ست چه شب واقعه جوشی! چه شب آینه فامی! ماه نو! ماه نو! امسال مرا نور بیاموز تو که در مهر امامی - تو که در سوز تمامی ماه نو!...
-
عزیزا کاسهی چشمم ســرایت ...بابا طاهر
دوشنبه 16 تیر 1399 20:11
خدایی که مکانش لامکان بی صفابخــش جمــال گلــرخـان بی پدید آرندهی روز و شب و خلق که بر هر بنده او روزی رسان بی عزیزا کاسهی چشمم ســرایت میان هردو چشمم جای پایت از آن ترسم که غافل پا نهی تو نشــنید خـــار مژگــانـم بپایت مرا نه سر نه ســــامان آفریدن پریشانم پریشــان آفریدند پریشان خاطران رفتند در خاک مرا از خاک...
-
نادر نادرپور/ من آن درخت زمستانی ، بر آستان بھارانم
دوشنبه 16 تیر 1399 12:48
من آن درخت زمستانی ، بر آستان بھارانم که جز به طعنه نمی خندد ، شکوفه بر تن عریانم ز نوشخند سحرگاهان ، خبر چگونه توانم داشت منی که در شب بی پایان ، گواه گریه ی بارانم شکوه سبز بھاران را ، برین کرانه نخواهم دید که رنگ زرد خزان دارد ، همیشه خاطر ویرانم چنان ز خشم خداوندی ، سرای کودکی ام لرزید که خاک خفته مبدل شد ، به...
-
سهراب سپهری/ تو مرا آزردی ...
یکشنبه 15 تیر 1399 21:09
تو مرا آزردی ... که خودم کوچ کنم از شهرت ، تو خیالت راحت ! میروم از قلبت ، میشوم دورترین خاطره در شبهایت تو به من میخندی ! و به خود میگویی: باز می آید و میسوزد از این عشق ولی... برنمی گردم ، نه ! میروم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد ... عشق زیباست و حرمت دارد ...
-
اکبر اکسیر/ تیروئید
شنبه 14 تیر 1399 18:09
یونسکو ماهی احسان می کند یونس , در شکم ماهی نشسته است و قانونی برای مردم افغان - تایپ می کند این روزها تیروئیدم خیلی کم کار شده است ! امان از دست یدهای بی نمک
-
پروین اعتصامی شعر " عنکبوت"
شنبه 14 تیر 1399 16:04
کاهلی در گوشهای افتاد سست خسته و رنجور، اما تندرست عنکبوتی دید بر در، گرم کار گوشه گیر از سرد و گرم روزگار دوک همت را به کار انداخته جز ره سعی و عمل نشناخته پشت در افتاده، اما پیش بین از برای صید، دائم در کمین رشتهها رشتی ز مو باریکتر زیر و بالا، دورتر، نزدیکتر پرده می ویخت پیدا و نهان ریسمان می تافت از آب دهان درس...
-
سهراب سپهری/ روشنی ، من ، گل ، آب
سهشنبه 10 تیر 1399 21:11
ابری نیست بادی نیست می نشینم لب حوض گردش ماهی ها روشنی من گل آب پاکی خوشه زیست مادرم ریحان می چیند نان و ریحان و پنیر آسمانی بی ابر اطلسی هایی تر رستگاری نزدیک لای گلهای حیاط نور در کاسه مس چه نوازش ها می ریزد نردبان از سر دیوار بلند صبح ر ا روی زمین می آرد پشت لبخندی پنهان هر چیز روزنی دارد دیوار زمان که از آن چهره...
-
خیالتو می دزدم از تو شبستون خواب
سهشنبه 10 تیر 1399 14:16
این ترانه توسط احسان خواجهامیری به زیبایی اجرا شده است. خیالتو می دزدم از تو شبستون خواب تو ابرا پنهون میشم یه وقت نبینه مهتاب بارون میشم می بارم تو آسمون چشمات که رو زمین به یاد همه بمونه چشمات بخوای نخوای فقط تو بیای نیای فقط تو تو . تو . فقط تو آهای آهای فقط تو از سر پرچین شب وقتی سرک می کشی مهتاب هاج و واج و...
-
مولانا/ گفتی که مستت میکنم
دوشنبه 9 تیر 1399 20:51
گفتی که مستت میکنم پر زانچه هــستت میکنم گـــفتم چـــگونه از کجا؟ گفتی که تا گـفتی خودآ گفتی که درمــانت دهم بر هـــــجر پـایـانت دهم گفتم کجا،کی خواهد این؟ گفتی صـــبوری باید این
-
مولانا/ بشکن سبو و کوزه ای میرآب جانها
شنبه 7 تیر 1399 20:56
بشکن سبو و کوزه ای میرآب جانها تا وا شود چو کاسه در پیش تو دهانها بر گیجگاه ما زن ای گیجی خردها تا وارهد به گیجی این عقل ز امتحانها ناقوس تن شکستی ناموس عقل بشکن مگذار کان مزور پیدا کند نشانها ور جادویی نماید بندد زبان مردم تو چون عصای موسی بگشا برو زبانها عاشق خموش خوشتر دریا به جوش خوشتر چون آینهست خوشتر در...
-
مولانا/ جانا قبول گردان این جست و جوی ما را
شنبه 7 تیر 1399 20:55
جانا قبول گردان این جست و جوی ما را بنده و مرید عشقیم برگیر موی ما را بی ساغر و پیاله درده میی چو لاله تا گل سجود آرد سیمای روی ما را مخمور و مست گردان امروز چشم ما را رشک بهشت گردان امروز کوی ما را ما کان زر و سیمیم دشمن کجاست زر را از ما رسد سعادت یار و عدوی ما را شمع طراز گشتیم گردن دراز گشتیم فحل و فراخ کردی زین...
-
علیرضا قزوه/ تمام تیمچه ها پر شد از نقاب فروش
پنجشنبه 5 تیر 1399 21:17
تمام تیمچه ها پر شد از نقاب فروش زمانه ای ست که حلاج شد طناب فروش شهیدتر ز شهیدان بی کفن ، شاعر غریب تر ز نویسنده ها، کتاب فروش الا شما که به ییلاق خورد و خواب شدید هماره اجر شما باد با کباب فروش حراج عشق ببین در دکان سمساران قمار عقل نگر در سرای قاب فروش خروس ها همه چون مرغ کرچ خوابیدند حکیمکان زمان اند قرص خواب فروش...
-
علیرضا قزوه/ چرخ زدم چه ناگاه، نور شدم چه آسان
پنجشنبه 5 تیر 1399 21:13
چرخ زدم چه ناگاه، نور شدم چه آسان روح من از مدینه ست، خاک من ازخراسان کیست برابر من ؟ آن سوی مشعر من کشته ی آن نگاهم در شب عید قربان سنگ بزن که در من آینه ای بروید سنگ بزن که در من شور گرفته شیطان نذر دلم کن امشب سلسلة الذهب را چیست به غیر زنجیر سلسله های عرفان دف بزنید امشب، با دل من بچرخید عقل بگو بچرخد، عشق بگو...
-
علیرضا روشن/ رفتنت...
پنجشنبه 5 تیر 1399 18:24
احساس شهری بین راهی در من است من در میانه ام ایستاده ام میان آمدن و رفتنت...
-
سهراب سپهری/
یکشنبه 1 تیر 1399 21:06
نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچ یک از مردم این آبادی به حباب نگران لب یک رود قسم و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت غصه هم خواهد رفت آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند لحظه ها عریانند به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز تو به آیینه،نه! آیینه به تو خیره شده ست تو اگر خنده کنی او به تو خواهد خندید و اگر بغض کنی آه از...
-
حسین پناهی/اعتراف
شنبه 31 خرداد 1399 13:45
اعتراف من زنگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره می ترسم! دین را دوست دارم ولی از کشیش ها می ترسم! قانون را دوست دارم ولی از پاسبان ها می ترسم! عشق را دوست دارم ولی از زن ها می ترسم! کودکان را دوست دارم ولی از آینه می ترسم! سلام را دوست دارم ولی از زبانم می ترسم! من می ترسم ، پس هستم این چنین می گذرد روز و روزگار من من...
-
نادر نادرپور/ عنکبوت
پنجشنبه 29 خرداد 1399 12:50
بر شیشه عنکبوت درشت شکستگی تاری تنیده بود الماس چشمهای تو بر شیشه خط کشید و آن شیشه در سکوت درختان شکست و ریخت چشم تو ماند و ماه وین هر دو دوختند به چشمان من نگاه
-
در بیابان، به فصل تابستان - فخرالدین عراقی
سهشنبه 27 خرداد 1399 18:20
در بیابان، به فصل تابستان چون ببارد به تشنه ای باران گرچه یک لحظه زآن بیاساید هم به آب اشتیاقش افزاید می بیفزا ، چو شوقم افزودی روی پنهان مکن ، چو بنمودی باز مخمور عشق را می ده چون مدامم دهی، پیاپی ده تا دگربار مستی آغازم وین غزل را انیس خود سازم
-
اکبر اکسیر/ هیدروفیل
یکشنبه 25 خرداد 1399 18:10
ون گوگ یک گوش کم داشت اما می شنید بتهوون هر دو گوش را داشت اما نمی شنید -گوشی خدمتتون ! راستی , مهدوی کیا گوش چپ بود یا گوش راست ؟ ای کاش سردبیر ... ون گوگ بود !
-
فروغ فرخزاد/ شب و تنهایی
دوشنبه 12 خرداد 1399 13:37
در انتظار خوابم و صد افسوس خوابم به چشم باز نمیآید اندوهگین و غمزده می گویم شاید ز روی ناز نمی آید چون سایه گشته خواب و نمی افتد در دامهای روشن چشمانم می خواند آن نهفته نامعلوم در ضربه های نبض پریشانم مغروق این جوانی معصوم مغروق لحظه های فراموشی مغروق این سلام نوازشبار در بوسه و نگاه و همآغوشی می خواهمش در این شب...
-
معینی کرمانشاهی - بحث ایمان دگر و جوهر ایمان دگر است
یکشنبه 11 خرداد 1399 13:08
بحث ایمان دگر و جوهر ایمان دگر است جامــــه پاکـــی دگــر وپاکی دامان دگر است کــــس ندیدیم کـــــه انکــــار کــــــــند وجدان را حــــرف وجــــــدان دگـــر و گوهر وجدان دگـر است کــــس دهـــان را به ثناگـــــویی شیــــطان نگــشود نفــــی شیطان دگــــر و طاعت شیـــــطان دگــــر است کـــس نگــــفته است ونگـــــوید...
-
علیرضا روشن/ جنون
جمعه 9 خرداد 1399 18:21
آدم را گفت هبوط تو موقت است به من باز می گردی آدم اما خانه ساخت.
-
فروغ فرخزاد/ کاش چون پاییز بودم
جمعه 9 خرداد 1399 13:39
کاش چون پاییز بودم کاش چون پاییز خاموش وملال انگیز بودم. برگهای آرزوهایم یکایک زرد می شد آفتاب دیدگانم سرد می شد آسمان سینه ام پر درد می شد ناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می زد اشک هایم همچو باران دامنم را رنگ می زد. وه … چه زیبا بود، اگر پاییز بودم وحشی و پر شور ورنگ آمیز بودم شاعری در چشم من میخواند …شعری آسمانی در...
-
اکبر اکسیر / در بهشت زهرا
سهشنبه 6 خرداد 1399 18:11
50سال می شود که مامای پیر مرا از بهشت رانده است اما هنوزم که هنوز است آدم نشده ام اگر آدم بودم که گول شامپو سیب را نمی خوردم حالا به جهنم ! بوتیک محله , برگ انجیری سایز مادر بزرگ ندارد اینجا , دزدان گردنه را لخت می کنند !!!!
-
حسین پناهی/ مهتاب
سهشنبه 6 خرداد 1399 13:47
سلام ! ای ماه کج تاب ! تابان، بر ویرانه های سفید و سیاه زندگی ام ! گل نرگس ! آیا هرگز کوکویی شام یازده سر عائله خواهد شد؟ چه فکر شترانه ی ابلهانه ای ! من هیچ ندارم، آقا ! هیچ... جز چند دانه سیگار، همین صفحه و این قلم دشتی افکار ابلهان... تکیه بده ! به شانه هایم تکیه بده و گریه کن ! من نیز این چنین خواهم کرد...
-
فریدون مشیری/ گل امید
سهشنبه 6 خرداد 1399 12:58
هوا هوای بهار است وباده باده ی ناب به خنده خنده بنوشیم جرعه جرعه شراب در این پیاله ندانم چه ریختی پیداست که خوش به جان هم افتاده اند آتش وآب فرشته ی روی من ای آفتاب صبح بهار مرا به جامی از این آب آتشین در یاب به جام هستی ما ای شراب عشق بجوش به بزم ساده ی ما ای چراغ ماه بتاب گل امید من امشب شکفته در بر من بیا ویک نفس...
-
فروغ فرخزاد/ وداع
دوشنبه 5 خرداد 1399 13:35
می روم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه ویرانه خویش به خدا می برم از شهر شما دل شوریده و دیوانه خویش می برم تا که در آن نقطه دور شستشویش دهم از رنگ نگاه شستشویش دهم از لکه عشق زین همه خواهش بیجا و تباه می برم تا ز تو دورش سازم ز تو ای جلوه امید حال می برم زنده بگورش سازم تا از این پس نکند باد وصال ناله می لرزد ،می رقصد...
-
نادر نادرپور/ گر آخرین فریب تو ، ای زندگی ، نبود
دوشنبه 5 خرداد 1399 12:46
گر آخرین فریب تو ، ای زندگی ، نبود اینک هزار بار ، رها کرده بودمت زان پیشتر که باز مرا سوی خود کِشی در پیش پای مرگ فدا کرده بودمت هر بار کز تو خواسته ام بر کنم امید آغوش گرم خویش برویم گشاده ای دانسته ام که هر چه کنی جز فریب نیست اما درین فریب ، فسون ها نهاده ای در پشت پرده ، هیچ مداری جز این فریب لیکن هزار جامه بر...