-
منوچهر آتشی - بر دست سیمگونه ی ساقی
دوشنبه 5 خرداد 1399 12:35
بر دست سیمگونه ی ساقی روشن کنید شمع شب افروز جام را با ورد بی خیالی باطل کنید سحر سخن های خام را من رهنورد کوه غروبم به باغ صبح پای حصار نیلی شبها دویده ام از لاشه های گند هوس ها رمیده ام مستان سرشکسته ی در راه مانده را با ضربه های سیلی ، سیلی سرزنش هشیار کرده ام تا بشکنم سکوت گران خواب قلعه ها واگه شوم ز قصه ی سرداب...
-
محمدعلی سپانلو/ مسافر
یکشنبه 4 خرداد 1399 13:01
زیباومه آلود به رستوران آمد از دامن چتر بسته اش می ریخت هنوز سایه های باران یک طره خیس در کنار ابرویش انگار پرانتزی بدون جفت... بازوی مسافر را با پنجه ای از هوا گرفت لبخندزنان به گردش رگبار...
-
شهرام پوررستم/ آموزش و پرورش
یکشنبه 4 خرداد 1399 12:10
همکلاسی تنبلام معلم شد همکلاسی زرنگام بساز بفروش من احمق هنوز ماندهام (علم بهتر است یا ثروت)
-
حسین پناهی/ شرم میکنم
پنجشنبه 1 خرداد 1399 13:43
شرم میکنم با ترازوی کودک گرسنه کنار خیابان سیری ام را وزن کنم! ای کاش یک ماه نیز موظف بودیم از اذان صبح تا غروب آفتاب فقرا را سیر کنیم نه اینکه گرسنگی و تشنگی کشیده تا فقط رنج آنهارا درک نماییم ! آری هزاران بار افسوس که دیریست وا مانده ایم در ظاهر دین؛ روزه داران هیچگاه حال گرسنگان را درک نخواهند کرد زیرا به افطار...
-
عبدالجبار کاکایی/ بمون ولی به خاطر غرور خسته ام برو
چهارشنبه 31 اردیبهشت 1399 13:26
بمون ولی به خاطر غرور خسته ام برو برو ولی به خاطر دل شکسته ام بمون به موندن تو عاشقم به رفتن تو مبتلا شکسته ام ولی برو ، بریده ام ولی بیا چه گیج حرف می زنم ، چه ساده درد می کشم اسیر قهر و آشتی میون آب و آتشم چه عاشقانه زیستم چه بی صدا گریستم چه ساده با تو هستم و چه ساده بی تو نیستم تو را نفس کشیدم و به گریه با تو...
-
محمدعلی بهمنی/ نشد سلام دهم - عشق را جواب بگیرم
سهشنبه 30 اردیبهشت 1399 10:25
نشد سلام دهم - عشق را جواب بگیرم غـــرور یـــخ زده را ، رو بــــه آفتاب بگیرم نشد که لحظه ی فرّار مهربان شدنت را بـــه یادگار ، برای همیشه قاب بگیــــرم نشد تقاص همه عمــر تشنه جانـــــی خود را به جرعه ای ز تو - از خنده ی سراب - بگیرم چرا همیشه تو را ، ای همه حقیقتم از تو من از خیال بخواهــــم و یا ز خواب بگیــرم چقدر...
-
سیمین بهبهانی/ رفیق اهل دل و یار محرمی دارم
یکشنبه 28 اردیبهشت 1399 10:56
رفیق اهل دل و یار محرمی دارم بساط باده و عیش فراهمی دارم کنار جو، چمن شسته را نمی خواهم که جوی اشکی و مژگان پُر نَمی دارم گذشتم از سر عالم، کسی چه می داند که من به گوشهء خلوت، چه عالمی دارم تو دل نداری و غم هم نداری اما من خوشم از این که دلی دارم و غمی دارم چو حلقه بازوی من، تنگ، گِرد پیکر توست حسود جان بسپارد که...
-
علیرضا روشن/ تو دیگر آزارم نده!
شنبه 27 اردیبهشت 1399 18:20
خلال ِ آخر کبریت را... باد! بگذار سیگارم را روشن کنم من آرزو به دلم تو دیگر آزارم نده
-
محمدعلی بهمنی/ زندگی
جمعه 26 اردیبهشت 1399 10:20
بعضی با برج های پدرهاشان بعضی دیگر با آرزوهاشان و بعضی با دنیاشان من و تو اما با نداری هامان بزرگ شدیم. آنقدر بزرگ که جایی در دنیای کوچکشان نداشتیم.
-
ملکالشعرای بهار/ گهی با دزد افتد کار و گاهی با عسس ما را
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1399 11:31
گهی با دزد افتد کار و گاهی با عسس ما را نشد کاین آسمان راحت گذارد یک نفس ما را عسس با دزد شد دمساز و ما با هر دو بیگانه به شب از دزد باشد وحشت و روز از عسس ما را گرفتار جفای ناکسان گشتیم در عالم دربغا زندگانی طی شد و نشناخت کس ما را ز بس ماندیم درگنج قفس، گر باغبان روزی کند ما را رها، ره نیست جز کنج قفس ما را...
-
عماد خراسانی / عیبم مکن ای دوست اگر زار بگریم
سهشنبه 23 اردیبهشت 1399 13:45
عیبم مکن ای دوست اگر زار بگریم بگذار بگیریم من و بگذار بگریم بگذار که چون مرغ گرفتار بنالم بگذار که چون کودک بیمار بگریم می خوردن من بهر طرب نیست خدا را حالی است که بی طعنه اغیار بگریم تنها نه بحال خود از این مستی هر شب بر حالت این مردم هشیار بگریم برهر که در این دام مصیبت شده پابند بر شاه و گدا، پیر وجوان ، زار بگریم...
-
سعید بیابانکی/ چشمهای مهآلود
چهارشنبه 17 اردیبهشت 1399 18:17
ای سبز، ای همیشه سپیدار در جای جای جنگل ایثار جنگل در انتظار نماز است برخیز ای نیایش بیدار رفتی و کوه بغض فرو رخت ماندیم زیر سردی آوار... با ما بگو که چند شب ای مرد ما خواب بوده ایم و تو بیدار؟ امشب به یاد آن همه پاکی بیدار باش و آینه بشمار می رفتی و دو چشم مه آلود ما را نداد فرصت دیدار می رفتی و نگاه تو می شد در صد...
-
ملکالشعرای بهار/ بهار
سهشنبه 16 اردیبهشت 1399 11:30
هنگام فرودین که رساند ز ما درود؟ بر مرغزار دیلم و طرف سپیدرود کز سبزه و بنفشه و گلهای رنگ رنگ گویی بهشت آمده از آسمان فرود دریا بنفش و مرز بنفش و هوا بنفش جنگل کبود و کوه کبود و افق کبود جای دگر بنفشه یکی دسته بدروند وین جایگه بنفشه به خرمن توان درود
-
محمدعلی بهمنی/ لبت نــــه گــــوید و پیداست مـیگــــوید دلــــت آری
دوشنبه 15 اردیبهشت 1399 10:22
لبت نــــه گــــوید و پیداست مـیگــــوید دلــــت آری که اینسان دشمنی ، یعنی که خیلی دوستم داری دلت مــــیآید آیا از زبانی این همه شیرین تو تنها حرف تلخی را همیشه بر زبان آری؟ نمیرنجـــــم اگــر باور نداری عشق نابم را که عاشق از عیار افتاده در این عصر عیاری چه میپرسی ضمیر شعرهایم کیست آنِ من مبادا لحـــــظهای...
-
محمدعلی بهمنی/ اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است ،
دوشنبه 15 اردیبهشت 1399 10:17
اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است ، دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است، اکسیر من نه این که مرا شعر تازه نیست ، من از تو می نویسم و این کیمیا کم است، سرشارم از خیال ولی این کفاف نیست، درشعر من حقیقت یک ماجرا کم است، تا این غرل شبیه غزل های من شود، چیزی شبیه عطر حضور شما کم است، گاهی ترا کنار خود احساس می کنم، اما چقدر دل...
-
مهدی اخوان ثالث/ وفا
دوشنبه 15 اردیبهشت 1399 10:08
در زمانیکه وفا قصّه ی برف به تابستان است و صداقت گل نایابى ودر چشمان پاک شقایق ها عابر بى عاطفه ى غم جارى است به چه کسی باید گفت با تو انسانم و خوشبخت ترین؟
-
شهریار/ بیا ساقی بساط می فراز آر
یکشنبه 14 اردیبهشت 1399 12:21
بیا ساقی بساط می فراز آر که بی می زندگی لذت ندارد بزن بر آتش جان من آبی که دیگه اشگم آن فرصت ندارد (مرا کیفیت چشم تو کافی است) چه غم گر باده کیفیّت ندارد بمستی عرض من بشنو که مستی بجز با راستی صُحبت ندارد عجب وضعیت شرب الیهودیست که دستی کم ز وحشیت ندارد نمیگویم دمِ دروازۀ شهر که کس در خانه امنیّت ندارد هزاران رحمت حق...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 9 اردیبهشت 1399 13:01
مرغ محبتم من ، کی آب و دانه خواهم با من یگانگی کن ، یار یگانه خواهم شمعی فسرده هستم ، بی عشق مرده هستم روشن گرم بخواهی سوز شبانه خواهم افسانه محبت ، هر چند کس نخواند من سر گذشت خود را ، پر زین فسانه خواهم بام و دری نبینم ، تا از قفس گریزم بال و پری ندارم ، تا آشیانه خواهم تا هر زمان به شکلی ، رنگی بخود نگیرم جان و تنی...
-
بیدل دهلوی/ از ترحم
دوشنبه 8 اردیبهشت 1399 09:53
از ترحم.... تا مروت.... از مدارا تا وفا .... هر چه را کردم طلب دیدم ز عالم رفته است ...
-
مردان خدا پرده ی پندار دریدند
یکشنبه 7 اردیبهشت 1399 22:47
مردان خدا پرده ی پندار دریدند یعنی همه جا غیر خدا یار ندیدند هر دست که دادند از آن دست گرفتند هر نکته که گفتند همان نکته شنیدند یک طایفه را بهر مکافات سرشتند یک سلسله را بهر ملاقات گزیدند یک فرقه به عشرت در کاشانه گشادند یک زمره به حسرت سر انگشت گزیدند جمعی به در پیر خرابات خرابند قومی به بر شیخ مناجات مریدند یک جمع...
-
رباعی "تا ذات نهاده در صفائیم همه" اثر "ناصرخسرو قبادیانی"
یکشنبه 7 اردیبهشت 1399 15:05
تا ذات نهاده در صفائیم همه عین خرد و سفرهٔ ذاتیم همه تا در صفتیم در مماتیم همه چون رفت صفت عین حباتیم همه
-
مهدی اخوان ثالث/ دخمه ها
جمعه 5 اردیبهشت 1399 10:13
چه میکنی؟ چه میکنی؟ درین پلید دخمه ها سیاهها ، کبودها بخارها و دودها ؟ ببین چه تیشه میزنی به ریشه ی جوانیت به عمر و زندگانیت به هستیت ، جوانیت تبه شدی و مردنی به گورکن سپردنی چه می کنی ؟ چه می کنی ؟ چه می کنم ؟ بیا ببین که چون یلان تهمتن چه سان نبرد می کنم اجاق این شراره را که سوزد و گدازدم چو آتش وجود خود خموش و سرد...
-
محمدعلی بهمنی/ گاهی چنان بدم که مبادا ببینی ام
پنجشنبه 4 اردیبهشت 1399 10:28
گاهی چنان بدم که مبادا ببینی ام حتــی اگـــر به دیده رویــا ببینی ام من صورتم که به صورت شعرم شبیه نیست بر ایــن گمـــان مباش کـه زیبا ببینی ام شاعر شنیدنی ست ولی میل،میل ِ توست آمــاده ای کـــه بشنـــوی ام یا ببینی ام ؟ این واژه ها صراحت ِ تنهایـی من اند با این همه مخـواه که تنها ببینی ام مبهوت می شوی اگر از روزن ات...
-
مریم حیدر زاده - زندگی پر از سواله می دونم
چهارشنبه 3 اردیبهشت 1399 13:22
زندگی پر از سواله می دونم رسیدن به تو خیاله می دونم تو میگی یه روزی مال من میشی اما موندت محاله می دونم تو میگی شبا دعامون می کنی چشمه چات زلاله می دونم توی آسمون سرنوشت ما ماه کامل مه لاله می دونم تو میگی پرنده شیم بریم هوا غصه ما دو تا باله می دونم چشم من پر از غم نبودنت دل تو پر از ملاله می دونم طاقتم دیگه داره...
-
مهدی اخوان ثالث/ پاییز
چهارشنبه 3 اردیبهشت 1399 10:10
آسمانش را گرفته تنگ در آغوش ابر؛ با آن پوستین سردِ نمناکش. باغ بی برگی، روز و شب تنهاست، با سکوت پاکِ غمناکش. سازِ او باران، سرودش باد. جامه اش شولای عریانیست. ورجز،اینش جامه ای باید . بافته بس شعله ی زرتار پودش باد . گو بروید ، هرچه در هر جا که خواهد ، یا نمی خواهد . باغبان و رهگذران نیست . باغ نومیدان چشم در راه...
-
محمدعلی رستمی/ وصالهای
دوشنبه 1 اردیبهشت 1399 10:49
نمی دانم چرا دیگر من از دنیا نمی ترسم گمانم رو شده دستش از این زیبا نمی ترسم حقیقت می برد آیا و یا غرق مجازم من که از افکار هول انگیزِ بی پروا نمی ترسم در اینجا بس که رنجیدم فرو رفتم به تنهایی نه از نوکر ، نه از کلفت ، نه از آقا نمی ترسم از اینجا کشتی بی بادبانم می برد من را نه دیگر هرگز از درجا زدن یک جا نمی ترسم...
-
محمدرضا هاشمی زاده/ پاییز
یکشنبه 31 فروردین 1399 11:15
نگاه هر خیابان برگ پاییــــــــز و آوای درختان برگ پاییـــــــــز طنین خسـته ی نارنجی شهــــــــر صدای گریه باران برگ پاییــــــز
-
عمران صلاحی/ رباعی
شنبه 30 فروردین 1399 11:09
بگذار شبی زلف درازت گیرم صد بوسه از آن سینه بازت گیرم نوشابه گاز دار خواهد دل من بگذار لبت بوسم و گازت گیرم
-
محمدرضا هاشمی زاده/ ای عزیزان به شما هدیه زیـــــــــزدان آمد
جمعه 29 فروردین 1399 11:18
ای عزیزان به شما هدیه زیـــــــــزدان آمد عید فرخنـــــــده ی نورانی قربـــــــــان آمد حاجیان سعی شما شد به حقیقت مقبول رحمت واسعــــه ی حضــرت ســـبحان آمد عید قربان به حقیقـــت زخــــــداوند کریم آفتابی به شــــــب ظلمت انســــان آمد جمله دلها چو کویری ست پر از فصل عطش بر کویــــر دل ما، نعــــــــــــمت باران آمد...
-
محمدرضا هاشمی زاده/ ما هر دوتا دونیمه ی سیبیم مثل هم
جمعه 29 فروردین 1399 11:17
ما هر دوتا دونیمه ی سیبیم مثل هم در ازدحام کــوچـه غــــریبیم مثل هم من در تومی شکوفم وتودر هوای من آئیــنه ایم هـــر دو عجیبـیم مثل هم بـا آبشار گــریــــه از آن ارتفــاع درد کوهیم صخره صخره شکیبیم مثل هم من با توان چشم تـو تکثیر می شوم با این حساب جمع وضریبیم مثل هم آئینه ای بگیــر و خودت را نــگاه کن ما هردوتا...