-
سید محمدرضا شرافت - گاه مثل غزلی تازه که ناگاه بیاید
پنجشنبه 23 مرداد 1399 13:21
منبع عکس: تسنیم گاه مثل غزلی تازه که ناگاه بیاید یک نفر کاش که با خستگی ام راه بیاید چشم دارم به نگاهی و براهی که تو باشی شب قدم میزنم از شوق اگر ماه بیاید عشق دارد سر دیوانگی و عقل ندارد یک نفر کاش در این مساله کوتاه بیاید اخم کن تا غزلی تازه بیاید به سراغم شعر با اخم تو اشکی ست که ناگاه بیاید باز هم فاصله افتاده...
-
حمیدرضا برقعی- شنیده می شود از آسمان صدایی که ..
پنجشنبه 23 مرداد 1399 13:15
منبع عکس: صاحبنیوز شنیده می شود از آسمان صدایی که .. کشیده شعر مرا باز هم به جایی که ... نبود هیچ کس جز خدا، خدایی که ... نوشت نام تو را، نام آشنایی که ... پس از نوشتن آن آسمان تبسم کرد و از شنیدنش افلاک دست و پا گم کرد نوشت: فاطمه، شاعر زبانش الکن شد نوشت: فاطمه، هفت آسمان مزین شد نوشت: فاطمه، تکلیف نور روشن شد دلیل...
-
سیدحمیدرضا برقعی - مولای نمونه
پنجشنبه 23 مرداد 1399 13:11
منبع عکس: تسنیم مولای ما نمونه ی دیگر نداشته است اعجاز خلقت است و برابر نداشته است وقت طواف دور حرم فکر می کنم این خانه بی دلیل ترک برنداشته است دیدیم در غدیر که دنیا به جز علی آیینه ای برای پیمبر نداشته است سوگند می خورم که نبی، شهر علم بود شهری که جز علی در دیگر نداشته است طوری ز چارچوب در قلعه کنده است انگار قلعه...
-
سیدحمیدرضا برقعی - ناگهان عطر تو پیچید در آغوش اتاقم
پنجشنبه 23 مرداد 1399 13:06
ناگهان عطر تو پیچید در آغوش اتاقم با سرانگشت نسیم آمده بودی به سراغم زیر و رو کرد مرا دست نسیمی که خبر داشت من خاموش سراپا همه خاکستر داغم بین آغوش تو بگذار بسوزم به جهنم- که به آتش بکشد باغ مرا چشم و چراغم بیت در بیت بیا پیرهنم باش از آن پس آشنا می شود آغوش تو با سبک و سیاقم حرف چشمان تو مانند غزل های ملمع واژه در...
-
کاظم بهمنی - حد اعلایی و با حداقل ها همنشین
پنجشنبه 23 مرداد 1399 12:59
حد اعلایی و با حداقل ها همنشین آه مرواریدِ اصلِ با بدل ها همنشین از معمّا ماندن ات چندی ست لذت می بری ای سؤال مشکلِ با راه حل ها هم نشین من به لطفِ دوستانت رفتم امّا سعی کن بعدِ من کمتر شوی با این دغل ها همنشین دل به مفهوم سیاهی کم کم عادت می کند چشم وقتی می شود با مبتذل ها همنشین گردن آویزی چنین را پاره کن، آزاد شو...
-
حامد عسکری - شعر "نشسته در حیاط و ظرف چینی روی زانویش"
پنجشنبه 23 مرداد 1399 12:53
نشسته در حیاط و ظرف چینی روی زانویش اناری بر لبش گل کرده سنجاقی به گیسویش قناری های این اطراف را بی بال و پر کرده صدای نازک برخورد چینی با النگویش مضاعف می کند زیبایی اش را گوشوار آنسان که در باغی درختی مهربان را آلبالویش کسوف ماه رخ داده ست یا بالا بلای من به روی چهره پاشیده است از ابریشم مویش؟ اگر پیچ امین الدوله...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 23 مرداد 1399 12:50
غزلم درهای از نسترن و شببو هاست مرتع درمنهها، دهکدهی آهوهاست این طرف کوچهی بنبست نگاه آبیها آن طرف کوچهی پیوند کمان ابروهاست این خیابان بلندی که به پایین رفته مال گیسوی به هم ریختهی هندوهاست غزلم گردش کاشیست در اسلیمیها غزلم تابش خورشید بر اسکیموهاست باد میآید و انجیر مقدس مست از روسریهای به رقص آمده در...
-
حامد عسکری - شعر "قائله بی پایان"
پنجشنبه 23 مرداد 1399 12:45
هر نسیمی که نصیب از گل و باران ببرد می تواند خبر از مصر به کنعان ببرد آه از عشق که یک مرتبه تصمیم گرفت: یوسف از چاه درآورده به زندان ببرد وای بر تلخی فرجام رعیت پسری که بخواهد دلی از دختر یک خان ببرد ماهرویی دل من برده و ترسم این است سرمه بر چشم کشد، زیره به کرمان ببرد دودلم اینکه بیاید من معمولی را سر و سامان بدهد یا...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 22 مرداد 1399 14:40
روز جهانی چپدستها را به همه چپ دستان عزیز تبریک عرض میکنم در میان مناسبتهای تقویم برخی از آنها رنگ و بوی دیگری دارند، مثل روز جهانی چپ دست ها، آن هم در شرایطی که خودت هم چپ دست باشی! روز ۲۳ مرداد ماه برابر با ۱۳ اوت به نام روز جهانی چپ دست ها نام گذاری شده است. روزی که تاریخچه نام گذاری آن به نام به سال ۱۹۷۶...
-
سیدحسن حسینی - اتوبان
چهارشنبه 22 مرداد 1399 14:25
در اتوبان سلوک شاعری هروله ای کرد و گذشت زاهدی چپ شد و مرد عارفی پنچری روح گرفت. شاعری شعر جهانی می گفت هم بدان گونه که می افتد و دانی می گفت شاعری شوریده از خودش بر می گشت کاغذی در کف داشت پی یک شاعر دیگر می گشت پیش چشم شاعر جدولی حل می شد عشق مختل می شد! شاعری شایعه بود نقد تکذیبش کرد! تاجری سر می رفت شاعری حل می شد...
-
محمدحسین بهرامیان/
چهارشنبه 22 مرداد 1399 14:11
گیرم اندوه تــــــو خواب است ونگاه تو خیال پس دلم منتظر کیست عزیز این همه سال پس دلم منتظر کیست که من بی خبرم کــــــه من از آتش اندوه خودم شعله ورم ماه یک پنجره وا شد به خیالم کـــــه تویی همه جا شور به پا شد به خیالم که تویی باز هم دختر همسایه همانی کـه تو نیست باز هم چشم من و او که نمی دانم کیست باز هم چلچله آغــاز...
-
حزین لاهیجی / ای وای بر اسیری
چهارشنبه 22 مرداد 1399 14:03
ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد در دام مانده باشد صیاد رفته باشد آه از دمی که تنها، با داغ او چو لاله در خون نشسته باشم چون باد رفته باشد امشب صدای تیشه از بیستون نیامد شاید به خواب شیرین، فرهاد رفته باشد خونش به تیغ حسرت یا رب حلال بادا صیدی که از کمندت آزاد رفته باشد از آه دردناکی سازم خبر دلت را وقتی که کوه صبرم...
-
نجمه زارع/ دیدمت چشم تو جا در چشم های من گرفت
چهارشنبه 22 مرداد 1399 13:35
دیدمت چشم تو جا در چشم های من گرفت آتشــی یک لحــظه آمد در دلـــم دامن گرفت آنقدر بی اختیـــار این اتفــاق افتاد کـــه این گناه تازه ی من را خدا گردن گرفت در دلم چیزی فرو می ریزد آیا عشق نیست این کــــه در اندام من امـــروز باریدن گرفت؟ من که هستم؟ او که نامش را نمی دانست و بعد- رفت زیــر سایـــه ی یک "مرد"...
-
عبدالجبار کاکایی شعر"ساده از دست ندادم دل پر مشغله را"
چهارشنبه 22 مرداد 1399 13:26
ساده از دست ندادم دل پر مشغله را تا تو خندیدی و مجبور شدم مساله را...! من "برادر" شده بودم و "برادر" باید وقت دیدار، رعایت بکند "فاصله" را دهه ی شصتی دیوانه ی یکبار عاشق خواست تا خرج کند این کوپن باطله را عشق! آن هم وسط نفرت و باروت و تفنگ دانه انداخت و از شرم ندیدم تله را و تو خندیدی و...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 22 مرداد 1399 13:19
قربان جهانی که در آن جنگ نباشد مشت و لگد و سیلی و اوردنگ نباشد از وحشت بمب اتم و توپ و مسلسل پیوسته به پا خار و به سر سنگ نباشد باهم نستیزند سپیدان و سیاهان دعوا سر نام و نسب و رنگ نباشد در باغ وفا مرغ بد آواز نیابیم در بزم صفا ساز بد آهنگ نباشد افسار به دست دو سه گمراه نیفتد ایام به کام دو سه الدنگ نباشد مادون ز...
-
شفیعی کدکنی. بزرگا گیتی آرا نقش بند روزگارا
چهارشنبه 22 مرداد 1399 13:14
بزرگا گیتی آرا نقش بند روزگارا ای بهار ژرف به دیگر روز و دیگر سال تو میآیی و باران در رکابت مژدهی دیدار و بیداری تو میآیی و همراهت شمیم و شرم شبگیران و لبخند جوانهها که میرویند از تنوارهی پیران تو میآیی و در باران رگباران صدای گام نرمانرم تو بر خاک سپیداران عریان را به اسفندارمذ تبریک خواهد گفت تو میخندی و در...
-
میم.سرشک / ای مهربان تر از برگ در بوسه های باران
چهارشنبه 22 مرداد 1399 13:12
ای مهربان تر از برگ در بوسه های باران بیداری ستاره در چشم جویباران آیینه ی نگاهت پیوند صبح و ساحل لبخند گاه گاهت صبح ستاره باران بازا که در هوایت خاموشی جنونم فریاد ها برانگیخت از سنگ کوه ساران ای جویبار جاری ! زین سایه برگ مگریز کاین گونه فرصت از کف دادند بی شماران گفتی: به روزگاران مهری نشسته گفتم بیرون نمی توان کرد...
-
کیوان شاهبداغی/ چه خدا نزدیک است
سهشنبه 21 مرداد 1399 17:05
چه خدا نزدیک است لب درگاه عبودیت توست به کناری بزن این پرده حجب همنوا شو تو بازمزمه سبز حیات به زلالیت چشمان بهاری که گریست او همین نزدیکی ست عطر او در تن باغ نور او در مهتاب به نم آه و هماوایی دست تاری پنجره بگرفته نگاهش کردم باغ آرام و هوایی دلچسب ذهن نمناک درخت بوی باران می داد جیرجیرک در باغ آخرین شعر خودش را می...
-
پروین اعتصامی/ ای خوش از تن کوچ کردن، خانه در جان داشتن
سهشنبه 21 مرداد 1399 16:11
ای خوش از تن کوچ کردن، خانه در جان داشتن روی مانند پری از خلق پنهان داشتن همچو عیسی بی پر و بی بال بر گردون شدن همچو ابراهیم در آتش گلستان داشتن کشتی صبر اندرین دریا افکندن چو نوح دیده و دل فارغ از آشوب طوفان داشتن در هجوم ترکتازان و کمانداران عشق سینهای آماده بهر تیرباران داشتن روشنی دادن دل تاریک را با نور علم در...
-
رهی معیری/ اشکم ولی...
شنبه 18 مرداد 1399 13:18
اشکم ولی به پای عزیزان چکیدهام خارم ولی به سایهٔ گل آرمیدهام با یاد رنگ و بوی تو ای نو بهار عشق همچون بنفشه سر به گریبان کشیدهام چون خاک در هوای تو از پا فتادهام چون اشک در قفای تو با سر دویدهام من جلوهٔ شباب ندیدم به عمر خویش از دیگران حدیث جوانی شنیدهام از جام عافیت می نابی نخوردهام وز شاخ آرزو گل عیشی...
-
نادر نادرپور/پیکر تراش پیـــرم و با تیشه ی خیال
شنبه 18 مرداد 1399 12:46
پیکر تراش پیـــرم و با تیشه ی خیال یک شب تو را ز مرمر شعر آفریده ام تا در نگین چشم تو نقش هوس نهم ناز هزار چشــــم سیــه را خریده ام بر قامتت که وسوسه ی شستشو در اوست پـــــا شیده ام شراب کف آلـــــــود مــــــاه را تا از گزند چشم بدت ایمنی دهـــــم دزدیده ام زچشم حسودان ، نگاه را تا پیچ و تاب قد تــــو را دلنشین...
-
شهرام پوررستم/ مهریه
شنبه 18 مرداد 1399 12:17
بلوار میرداماد کلینیک پزشکان و مردی که کلیهاش را میشمارد.
-
شهرام پوررستم/ پاگشا
شنبه 18 مرداد 1399 12:16
عید که بیاید تنها زالوها دختران شالی را میبوسند.
-
شهرام پوررستم/ شناسنامه
شنبه 18 مرداد 1399 12:15
سرگین غلتان آوارهام شب و روز در رد گاوهای مقدس.
-
شهرام پوررستم/ جوگیر
شنبه 18 مرداد 1399 12:14
چکه، چکه، چکه توفانها چه قدر کاسهلیس شدهاند
-
مولانا/ رندان سلامت میکنند جان را غلامت میکنند
جمعه 17 مرداد 1399 20:51
رندان سلامت میکنند جان را غلامت میکنند، مستی ز جامت میکنند مستان سلامت میکنند در عشق گشتم فاشتر وز همگنان قلاشتر وز دلبران خوش باشتر مستان سلامت میکنند غوغای روحانی نگر سیلاب طوفانی نگر! خورشید ربانی نگر مستان سلامت میکنند افسون مرا گوید کسی توبه ز من جوید کسی بی پا چو من پوید کسی مستان سلامت میکنند ای آرزوی...
-
سعدی/ اگرم حیات بخشی و گرم هلاک خواهی
جمعه 17 مرداد 1399 20:45
اگرم حیات بخشی و گرم هلاک خواهی سر بندگی به حکمت بنهم که پادشاهی من اگر هزار خدمت بکنم گناهکارم تو هزار خون ناحق بکنی و بی گناهی به کسی نمیتوانم که شکایت از تو خوانم همه جانب تو خواهند و تو آن کنی که خواهی تو به آفتاب مانی ز کمال حسن طلعت که نظر نمیتواند که ببیندت که ماهی من اگر چنان که نهیست نظر به دوست کردن همه...
-
سعدی/ مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا
جمعه 17 مرداد 1399 20:44
مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا گر تو شکیب داری طاقت نماند ما را باری به چشم احسان در حال ما نظر کن کز خوان پادشاهان راحت بود گدا را سلطان که خشم گیرد بر بندگان حضرت حکمش رسد ولیکن حدی بود جفا را من بی تو زندگانی خود را نمیپسندم کاسایشی نباشد بی دوستان بقا را چون تشنه جان سپردم آن گه چه سود دارد آب از دو چشم دادن بر...
-
سعدی شیرازی/ خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست
جمعه 17 مرداد 1399 20:42
خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست طاقت بار فراق این همه ایامم نیست خالی از ذکر تو عضوی چه حکایت باشد سر مویی به غلط در همه اندامم نیست گو همه شهر به جنگم به درآیند و خلاف من که در خلوت خاصم خبر از عامم نیست به خدا و به سراپای تو کز دوستیت خبر از دشمن و اندیشه ز دشنامم نیست دوستت دارم اگر لطف کنی ور نکنی به دو چشم تو که...
-
سعدی/ من از آن روز که در بند توام آزادم
جمعه 17 مرداد 1399 20:40
من از آن روز که دربند توام آزادم پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم همه غمهای جهان هیچ اثر مینکند در من از بس که به دیدار عزیزت شادم خرم آن روز که جان میرود اندر طلبت تا بیایند عزیزان به مبارک بادم من که در هیچ مقامی نزدم خیمه انس پیش تو رخت بیفکندم و دل بنهادم دانی از دولت وصلت چه طلب دارم هیچ یاد تو مصلحت خویش ببرد...